خاطره روز برفی
سالم مامان دلم . صبح بابایی زنگ زد گفت اونجا کلی برف اومده.خوش به حالشون:) ما که از بی برفی یادمون رفته چیه. عزیز دلم ایشالا وقتی اومدی 3 تایی با بابایی میریم سیرچ. کلی برف بازی میکنیم. بابایی یادته سال پیش رفتیم سیرچ ؟ دو تا ساندویچ استیک تپل با کلی مخلفات. چقد مزه داد بابایی. یادته چقد سرد بود؟ شما همش مواظب من بودی و من عین بچه ها میدویدم تو برفا. و شما همش نگران بودی من چیزیم بشه. بعد هم 2 تا نوشابه خنک خنک خوردیم و رسما ادم برفی شدیم. یادش بخیر بابایی. عاشقتم بابایی. هوا سـرد اسـت و بـرف آهـسـتـه بـارد ز ابـری سـاکـت و خـاکـسـتـری رنگ زمـیـن را بارش مـثـقـال ، مـثـقـال فرسـتد پوشــش فرس...
نویسنده :
مامان
18:45


